تبليغاتX
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا تابان
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا تابان - پزشک و هومیوپاتیست

برخي از مزاياي وتفاوتهاي مهم هوميوپاتي با طب رايج:

۰      هومیوپاتی روشی است که درمانی ملایم، موثر و دائمی به ارمغان می‌آورد.

۰  هوميوپاتي مي كوشدکه ضمن ارتقاء تواناییهای ذاتی بدن، اختلال وضعف مكانيسم دفاعي بدن را از بين ببرد در حالی که طب رايج همواره در تلاش است كه ارگانيسم يا عامل بيماريزا را شناسايي كرده و با تجويز دارو آنرا از بين ببرد. بنابراين مكانيسم اثر داروهاي هوميوپاتي با طب رايج نيز متفاوت خواهند بود. بعبارتي داروهاي هوميوپاتي بدن را قادر مي‌سازند به شكلي موثرتر با محرك بيماريزا مبارزه كند ولي داروهاي طب رايج از طريق مقابله با عامل بيماري زا (مثل آنتي بيوتيكها) يا اثري مخالف علايم بيماري (مثل مسكنها) عمل مي‌كنند. پس در درمان بيماري به کمک طب رايج بيشتر به عامل بيماريزا و علائم بيماري توجه مي‌شود و با وجود اينكه بيمار يك فرد با يك سيستم واحد و يكپارچه است كه همه اعضاء آن در ارتباط متقابل اند، بيماريها مستقل و بدون ارتباط با هم در نظر گرفته شده  و براي درمان هر قسمت متخصص مربوط به آن قسمت مستقلا و اغلب بدون توجه كافي به ساير قسمتها دارو تجويز مي‌كند (ممكن است يك بيمار همزمان از چند متخصص دارو دريافت كند و ...). در حالي كه در طب هوميوپاتي به همه ابعاد و اعضاء فرد بعنوان يك ساختمان واحد توجه مي‌شود و علائم فقط بعنوان راهنما براي تشخيص علت اختلال و تجزيه و تحليل سيستم حياتي فرد بكار مي‌رود.

بعنوان مثال وقتي فردي سرما مي‌خورد در طب رايج به علايم  سرماخوردگي مثل تب، آبريزش بيني و سرفه داروي ضد اين علايم تجويز مي‌شود و گاه به عامل ايجاد كننده آن (اگر عامل آن ويروسي نباشد وبراي آن دارويي وجود داشته باشد) دارو تجويز مي شود. در حالي كه هوميوپاتي جلو علايم سرماخوردگي را نمي‌گيرد بلكه بدن را ياري مي‌كند تا با آلودگي و اختلال ايجاد شده بهتر و سريعتر مبارزه كرده و اختلال ايجاد شده را اصلاح كند و علائم بيماري بعد از اصلاح اين وضع خودبخود از بين مي‌روند.

۰    داروهاي هوميوپاتي عوارض جانبي ماندگار ندارند (سازمان بهداشت جهاني بي‌ضرر بودن آنها را حتی در زنان باردار و نوزادان تاييد مي‌كند).

۰    با وجود بي ضرر بودن هميشه حد اقل دوز موثر  (اغلب يك يا چند قرص) استفاده مي‌شود ونیاز به مصرف حجم زیاد دارو یا تکرار مکرر و طولانی مدت دارو نیست .

۰       داروهاي هوميوپاتي اثر تسكيني ندارند و فقط به درمان اختلال مي‌پردازند.

.      در اغلب بيماريها بهبودي سريعتر از سایر روشهای درمانی ايجاد مي‌كنند (در بیماریهای حاد و مزمن).

۰      زمان و هزينه كمتري صرف مي‌شود.

.       اغلب براي درمان علائم غير طبيعي بيمار فقط يك دارو تجويز مي‌شود.

۰   بسیاری از بیماریهایی که در طب رایج قابل درمان نیستند با این روش درمانی به راحتی و به سرعت درمان میشوند (مثل بوی بد عرق، بی‌قراری کودکان بغلی، برطرف نمودن اثر انواع ترسها، لکنت زبان، برطرف نمودن آرتروز و استئوارتریتها بدون مصرف مکملهای غذایی یا مسکنها و ...).

 

·     همواره باید توجه نمود زمانی که نیروی حیاتی بدن قادر به برطرف کردن مشکلاتش نیست (مثلا زمانی که به شدت تضعیف شده) قابلیتهای روشهای درمان دیگر نباید از نظر دور بماند. آنچه در انتخاب روش درمانی اهمیت دارد، مصالح بیمار و امکانات موجود است.

 

 

 برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم  به آدرس: 

www.dr-taban.com

لذت ببرید.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 10:13  توسط دکتر علیرضا تابان  | 

تعريف سلامتي:

تعريفهاي مختلفي از سلامتي بيان شده ولي شايد تعريفي كه توسط سازمان بهداشت جهاني (WHO) ارائه گرديده نسبتا كامل وعامه پسندتر باشد. تعريف ارائه شده از نظر سازمان بهداشت جهاني عبارت است از: سلامتي حالتي از صحت كامل جسمي، روحي و اجتماعي و نه فقط فقدان بيماري وناتواني است.

با دقت در اين تعريف در ميابيم كه سلامتي امري پويا و ديناميك است و ممكن است از فردي به فرد ديگر و در شرايط و موقعيتهاي مختلف متفاوت باشد. و نمي توان آنرا مثل فرمولهاي رياضي ثابت و استاتيك در نظر گرفت.

·     پس براي برخورداري از يك سلامتي واقعي، فقط توجه به برطرف كردن علايم بيماري كافي نيست بلكه بايد به ذهن، احساس و روح بيمار نيز توجه كرد و سعي نمود تا فرد هميشه در بهترين شرايط ممكن زندگي كند تا از زندگي بهره بيشتري ببرد.  پس سلامتي همان وضعيت متعادل و طبيعي بدن مي‌باشد كه در آن، فرد احساس بيماري نكرده و هيچگونه كاركرد غيرطبيعي و يا احساس ناخوشايندي در او وجود نداشته باشد این وضعیت همواره با توجه به شرایط، برای هر فرد وضعیت واحدی است که به قدرت مقابله و انطباق‌پذيري جسمي و رواني فرد با شرايط محيط نیز بستگي دارد. و فردي كه قدرت مقابله و تطابق بيشتري با شرايط جديد داشته باشد فرد سالم‌تري خواهد بود.

 

 

بيماري چيست؟ آيا بيماري چيزي است كه از بيرون وارد مي شود؟ چه تغييري رخ مي دهد كه فرد بيمار محسوب مي شود؟

اگر طبق تعریف فوق سلامتی را بهترین وضعیت تعادلی در نظر بگیریم بيماري خروج فرد از تعادل است . پس هر عامل و استرسي مثل: ميكروبها، ويروسها، هيجانات، ترسها، استرسهاي اجتماعي و شغلي و... به شرط آنكه تعادل فرد را بهم بزنند عامل بيماريزا محسوب ميشوند (این تغییر  در هر یک از سطوح جسمی، احساسی و ذهنی که باشد می‌تواند بقییه قسمتها رانیز تحت تاثیر قرار دهد).

پس هر فرد اگر در وضعيت تعادلي طبيعي خود نباشد، در وضعيت جديدي است كه همان بيماري است. و اين وضعيت جديد نیز در هر زمانی در هر فرد وضعيت واحدی است هر چند که ممکن است علائم مختلفی در فرد بیمار بروز دهد.

 

 

برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم  به آدرس: 

www.dr-taban.com

لذت ببرید.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 10:12  توسط دکتر علیرضا تابان  | 

 

 الزاما همه چیزهایی که ما درک می کنیم واقیت عینی ندارند قسمتی از آنها ناشی از تصورات ما و قسمتی ناشی ازخطاهای حسی و قسمتی ناشی از . . . .

در زیر مطلب جالبی از اینترنت برایتان انتخاب کرده ام که ممکن است ذهن شما را در ابعاد مختلف وادار به تفکری بیشتر کند. 

 

آيا شيطان وجود دارد؟ آيا خدا شيطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به چالش ذهني کشاند.

آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردي با قاطعيت پاسخ داد: "بله او خلق کرد"

استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد، پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر ماست، خدا نيز شيطان است"

 

شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست.

شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد، سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا، سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريک هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهاي مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آنرا روشن مي سازد. شما چطور مي توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا، شيطان وجود دارد؟"

زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريک که در نبود نور مي آيد.

نام آن مرد جوان: آلبرت انيشتن

  برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم لذت ببرید.

www.dr-taban.com

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/18ساعت 7:9  توسط دکتر علیرضا تابان 

عاشورا روز عظیمی است و حماسه حسینی بی مانند. عاشورا روزی است که در آن برخی از بهترین بندگان خدا درس زندگی، ایمان، وفاداری، عشق، اطاعت، بندگی، رشادت، شجاعت و . . . را درحد نهایت به عرصه نمایش گذاشتند تا شاید چراغ راهی باشد برای آنانی که در راه رسیدن به حق و اطاعت و بندگی از چیزی دریغ نمی کنند.
در عظمت این روز و مصیبتهای وارده به اهل بیت نبوت همین بس است که حتی نویسندگان غربی غیر مسلمان نیز مصیبتهای وارده به امام حسین و یارانش را بسیار بزرگتر از مصایب مسیح و ایمان و عشق و فداکاری یاران امام حسین را در کل تاریخ بشر بی مانند  می دانند.

به راستی اگر عاشورا تکرار شود ما در کدامین صف خواهیم ایستاد؟ آن زمان کوفیان منتطران امام حسین بودند ولی وقتی وقت عمل فرا رسید فریب تعلقات ظاهری دنیا را خوردند و برای از دست ندادن آنها در صف مقابل امام حسین ایستادند.
حالا ما منتطران مهدی هستیم ولی وقتی وقت عمل فرارسد در کدامین صف خواهیم ایستاد؟ آیا حاضریم خالصانه مطیع امر الهی و امام و پیشوایمان باشیم و از اموال و فرزندان و زندگی دنیوی خود در راه تحقق اوامر الهی با جان و دل بگذریم؟ و . . .

چشمها را باید شست، عاشورا همواره در حال تکرار است، قدمی بردارید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17ساعت 23:43  توسط دکتر علیرضا تابان  | 


خدا بینهایت مطلقی است که قدرت و اراده او بینهایت و کمالات او مطلق است :

نظم در خلقت:

تمام جهان و مخلوقات آن تمایل به حفظ نظم خاصی دارند که مختص موجودات زنده نیست و در بر گیرنده تمام ساختارهای این جهان در تمام ابعادش می باشد بعبارتی هیچ جیزی اتفاقی نیست. این تمایل به حفظ نظم در تمام جوانب ظاهری و باطنی آنها جاری است و هیچ اتم یا مولکولی بی‌هدف و اتفاقی حرکت و گردش نمی‌کند. و اگر کوچکترین بی‌نظمی رخ دهد حیات و بقاء تمام موجودات بهم می‌خورد. مثلا کوچکترین تغییر در حرکت زمین یا خورشید و حتی سایر کرات یا تغییر فاصله آنها نسبت بهم می‌تواند زندگی در روی زمین را غیر ممکن سازد.

این نظم که خود برگرفته از اراده الهی است و تمام هستی را در بر گرفته وجود و حرکت تمام ذرات کائنات را هدفمند کرده و به آنها شعوری ذاتی والهی بخشیده بعبارت ساده‌تر تمام ذرات با شعوری که به اراده الهی در درون آنها قرا گرفته در يك نظم خاص حال بقاء و حرکتند.

تمام تلاش بشر براي ارتقاء سطح سلامتي و زندگي است كه ابزار و وسائل آنرا خداي متعال در اختيار انسان قرار داده. همه چيزهائي كه در اطراف ما قرار دارند به نوعي با سلامتي ما در ارتباط‌اند و اتفاقي يا بي‌هدف خلق نشده‌اند و انسان هوشمند با شناختن خواص برخي از آنها، آنها را در جهت ارتقاء سطح زندگيش بكار گرفته است و هدف علم پزشكي نيز جز اين نيست. علم پزشكي با تمام پيشرفتهايش هنوز قادر به افزايش طول عمر انسان نيست و تنها تلاش مي‌كند آن مقدار از عمري كه براي انسان رقم خورده با درد و رنج كمتري سپري شود و تا حد امكان جلوي مرگ‌هاي زود رس ناشي از تصادفات، تغذيه نامناسب، اثرات نا مطلوب محيطي و . . .  را بگيرد. ولي متاسفانه گاهي از اين پيشرفتها هم در جهت استفاده مالي يا حتي صدمه زدن به انسانها (مثل بمبهاي بيولوژيك) سوء استفاده مي‌شود. 

 

برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم  به آدرس: 

www.dr-taban.com

لذت ببرید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت 1:18  توسط دکتر علیرضا تابان 

قبلا در تاریخچه هومیوپاتی گفتیم که هانمن در هنگام ترجمه كتاب راهنماي دارويي كولن كه از اساتيد پزشكي دانشگاه ادينبورگ بود چنین خواند که اثرات درماني گیاه گنه‌گنه،در درمان مالاریا به علت تلخي آن است. این مطلب برای متفکری چون هانمن قابل قبول نبود. هانمن تصميم به برسي اين موضوع گرفت و براي برسي اين موضوع، روزي چند بار مقداری  داروي گنه‌گنه خورد و در کمال شگفتی مشاهده کرد که كم كم علائم خاص بیماری مالاریا (ضعف خواب آلودگي،طپش قلب، تب، لرز و تعریق و...) در وی ایجاد شد. این علائم در تمام افراد سالمی که مقادیر زیادی گنه گنه به آنها تجویز می شد نیز بروز می کرد پس این علائم  ناشی از مسمومیت مصرف این ماده بود از طرفی هم مصرف این ماده موجب بهبود بیماری مالاریا که همان علائم را داشت می شد. وی با تکرار مشاهدات و آزمایشات خود به اين نتيجه رسيد كه هر ماده اي كه بتواند علايم بيماري را در يك فرد سالم ايجاد كند مي تواند همان علايم را در فرد بيمار درمان كند و به این اصل طلائی هومیوپاتی دست یافت که همواره "مشابه است كه مشابه را درمان مي كند". علت چه بود؟

هانمن فرضیه های مختلفی برای این موضوع مطرح و برسی کرد. بهترین فرضیه ای که مورد تصور بود جایگزینی بیماری اولیه با بیماری جدید بود. برای برسی این موضوع او روابط ناشناخته کنش متقابل بین بیماریها را مورد برسی قرار داد، یعنی جایگزینی یک بیماری با یک بیماری دیگر و دریافت وقتی فردی به بیماری جدی جدیدی مبتلا می شود علائم برخی از بیماریهای اولیه موجود از بین میرود و در برخی از موارد این علائم بعدا دوباره برمیگردند و در برخی موارد بهبود کامل میابند مثلا با ایجاد اسهال شدید با داروی مسهل علائم ناشی از جوشهای پوستی مزمن از بین میروند ولی بعدا مجددا بروز میکنند ولی همان جوش پوستی مزمن بعد از ابتلا به سرخک بطور ناشناخته ای برای همیشه بهبود می یابند یا فشارخون مزمن ارثی چند ماه بعد از ابتلا به یک بیماری تب دار بهبود می یابد. هانمن از این موضوع متعجب بود که چه اختلافی بین جانشینی موقت یا دائمی یک بیماری با بیماری دیگر وجود دارد؟ وی دریافت که جانشینی دائمی زمانی اتفاق می افتد که دو بیماری مشابه و هم خانواده باشند.

چون هانمن علاوه بر پزشک بودن یک شیمیدان هم بود و با علائم برخی از مواد سمی آشنائی داشت تلاش کرد علائم بعضی از بیماریها را که با علائم برخی مسمومیتها شباهت زیادی داشتند با هم تطبیق دهد  مثلا مخملک را با علائم  مسمومیت با بلادونا، وبا را با علائم مسومیت با آرسنیک و مالاریا را با علائم مسمومیت با کنین. و این قدم اولیه ای در جانشینی بیماریهای مشابه با پدیده های مسمومیتی مشابه بود. در این ضمن تلاشهای او برای درمان مخملک با بلادونا و وبا با آرسنیک با موفقیتهای زیادی همراه بود و بدین ترتیب تردیدهای او به یقین تبدیل شد و تلاش خود را برای یافتن داروهای جدید با امتحان این داروها بر روی افراد داوطلب آغاز کرد.

هانمن همزمان با این موفقیتها به اصل اساسی دیگری نیز دست یافت که تاثیر زیادی در موفقیتهای او داشت. او فهمید که رقیقتر کردن داروها به طریق خاص، نتنها اثر سمی داروها را از بین میبرد بلکه بطور غیر قابل باوری اثر درمانی و شفا بخشی داروها را افزایش می دهد (دارو کم ضررتر و توانمندتر می گردد).

بتدریج با ادامه تحقیقات هانمن خواص جدیدتری برای داروها مشخص شد و نظرات او شفافتر گردید مثلا او دریافت که بیماریهای دیگری را نیز میتوان با آرسنیک درمان کرد به شرط آنکه ویژگیهای مشابه و مشترک با آرسنیک داشته باشند و نیز دریافت که همه اسهالها با آرسنیک بهبود نمی یابند چون علائم خاصی دارند که مشابه آرسنیک نیست. همچنین مشاهده کرد که بعضی از بیمارانی که بیماریشان با هومیوپاتی درمان شده به بیماریهای دیگری مبتلا میشوند یا عودهائی از همان بیماری را نشان میدهند و تنها زمانی که تمام خصوصیات جسمی، ذهنی و عصبی بیمار برای درمان در نظر گرفته شده درمان کامل و دائمی رخ میدهد و نیز هرچه علائم اختصاصی تر و منحصر بفردتری از علائم بیمار در تشابه با دارو مدنظر قرار گیردنتیجه بهتر است. در این ضمن دکتر کنستاتین هرینگ که هم عصر او بود متوجه شد که در جریان بهبودی، بیماریهای قبلی بیمار میتوانند تحت نظم خاص معکوسی از تظاهرشان در حیات فرد بیمار، مجددا بروز کنند بعبارتی ممکن است در طی بهبود یک بیماری مزمن علائمی از بیماریهای قبلی بیمار بروز نماید مثلا اگر فردی اگزمایی داشته که بعد از ابتلا به آسم از بین رفته در جریان بهبود بیماری آسم بیمار، اگزمای قبلی او میتواند ظاهر شود. به این نظم خاص قانون هرینگ می گویند که اغلب یکی از ملاکهای ارزیابی اثر درمان در درازمدت است.

 برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم 

www.dr-taban.com

لذت ببرید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/30ساعت 0:16  توسط دکتر علیرضا تابان 

  1. بطور کلی هر عامل یا استرسی که بر موجود زنده  وارد میشود  واکنشی  را در موجود  زنده  بر می انگیزد و هر چه این واکنش شدیدتر و طولانی اثرتر باشد  تعادل  موجود زنده را بیشتر تغییر داده یا بهم  میریزد و درمان را تحت تاثیر قرار میدهد ( گاه تاثیر مثبت و گاه منفی). مثلا یک فنجان قهوه در یک فرد  حساس  می تواند تا چندین  روز اثر تحریکی بر جسم و روان فرد بجا گذارد یا  یک استرس  قوی یا ترسیدن  می تواند سالها  روح  و جسم فرد را تحت تاثیر قرار داده  و سلامت او را تا اخر عمر  مختل کند.

برای مطالع بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم 

www.dr-taban.com

لذت ببرید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 2:7  توسط دکتر علیرضا تابان  | 

اغلب داروهای شیمیائی مثل ضد دردها, ارامبخشها, انتی بیوتیکها و..... برمقدار تاثیر داروهای هومیوپاتی اثر گدارند. همچنین برخی عناصر و موادخوراکی  مثل پیاز، سیر،  فلفل،  نعناع، کافور، قهوه و برخی از انواع چای های ارامبخش یا محرک یا هر ماده ای که خاصیت داروئی دارد یا بعنوان دارو مصرف می شود میتواند اثر دارو های هومیوپاتی را تغییر داده یا خنثی کند. پس لازم است طی درمان هومیوپاتی مصرف نگردند.

همچنین هر چیز دیگری که بر روح و روان انسان اثر کند می تواند بر سیر درمان هومیوپاتی تاثیر بگذارد مثل دیدن فیلمهای هیجان انگیز یا استرس زا، دیدن صحنه های ترسناک یا ناخوش آیند، قرار گرفتن در موقعیتهای استرس زا و پر فشار و ......

 

برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم 

www.dr-taban.com

لذت ببرید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/19ساعت 2:5  توسط دکتر علیرضا تابان  | 

دو قرن پیش دکتر هانمن علم پزشکی را در دنیای غرب و بدنبال ان در سراسر جهان متحول ساخت و نشان داد که برای درمان بیماریهای جسمی و روحی یک فرد میتوان از توانائی های غیر شیمیائی مواد موجود در طبیعت استفاده کرد و روش درمان هومیوپاتی را بر اساس این توانائی ها پایه ریزی و سیستماتیزه نمود و در این راه سعی کرد بر خلاف روش الوپاتی که بیشتر بر بیماری تاکید دارد بینش وسیعتری به انسان و حیات داشته باشد و بر سلامت بجای بیماری تاکید و توجه نماید.
این تلاشها و تلاشهای پزشکان ادامه دهنده راه دکتر هانمن باعث شد تا روشی جدیدتر و بی خطرتر در درمان انسانها به جامعه بشریت عرضه گرددو ابعاد روحانی ودرونی انسانها مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

تمام مکتب های درمانی به استثنای الوپاتی (طب رایج) بر این باورند که نه علائم و نشانه های  جسمی بیماری بلکه انرژی حیاتی بیمار را باید درمان کرد. این طرز تفکر از بدو تاریخ بشریت بر درمان بیماریها حاکم بوده و انچه موجب ترقی و مباهات طب الوپاتی گردیده عمدتا به پیدایش ازمونهای ازمایشگاهی و درمان عفونتها و جراحات محدود است بعبارتی اگر انتی بیوتیکها و جراحی را از طب الوپاتی حذف کنیم دیگر الوپاتی سخنی برای گفتن ندارد. واز درمان اغلب بیماری های مزمن جسمی و روحی عاجز است و تنها به کنترل ومحدود کردن علائم بیماریها بسنده میکند.  و منتظر میماند تا شاید نیروی حیاتی بدن خودش راهی برای بهبود بیماری خود پیدا کند. افزایش روز افزون هزینه های درمان  ونیز بروز روز افزون اثار سمی داروهای الوپاتی که گاه سالها بعد بروز میکنند از محدودیت های دیگر این طب است. 

 در حالی که  طب هومیوپاتی علاوه بر درمان سهل بیماری های حاد در درمان بیماری های مزمن نیز حرف زیادی برای گفتن دارد وتوانائی های ان غیر قابل انکار است. و بعلت فقدان عوارض جانبی و سهولت مصرف دارو و ارزانی درمان روز به روز مورد توجه و استقبال بیشتری قرار میگیرد.وعلاقمندان بیشتری می یابد.

 

 برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم 

www.dr-taban.com

لذت ببرید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/12ساعت 8:20  توسط دکتر علیرضا تابان  | 

بی شک تلقین و اعتقاد،  اثرات غیر قابل انکاری در زندگی ما دارد. اعتقاد مثبت  به چیزی یا عملی اثرات مثبت و اعتقاد منفی اثرات منفی از خود به جا می گذارد. 

تفاوت اصلی بین دارو نما ( پلاسبو) و دارو در این است که هنگام مصرف دارو نما اعتقاد فرد به اثرات داروئی یک ماده  است که اثرات داروئی یا به عبارت بهتر اثرات درمانی در فرد نشان میدهد و اگر فرد اعتقادی به اثر درمانی ان ماده نداشته باشد تاثیری  مشاهده نمی شود. ولی یک  داروی  واقعی برای تاثیر گزاری نیازی به اعتقاد فرد به اثر آن دارو ندارد. بطور مثال اگر فردی آسپرین مصرف کند چه بخواهد چه نخواهد آسپرین بر پلاکتهای خون وی اثر خواهد کرد وانعقاد پذیری خون را کاهش خواهد داد.

 داروهای هومیوپاتی اثرات داروئی و درمانی واقعی دارند  و تاثیر آنها ارتبات مستقیمی  به عقیده فرد ندارد و اغلب افرادی که بار اول از داروهای هومیوپاتی استفاده می کنند با توجه به رقیق بودن خیلی زیاد این داروها  تاثیرات درمانی ان را بعید یا حتی غیر ممکن میدانند. ولی بعد از درمان هومیوپاتی به آن اعتقاد می یابند و بقیه را به استفاده از این روش ترغیب می کنند.

در برسی اثرات داروهای هومیوپاتی بطور مثال یکصد نفر داوطلب سالم را که ارتباتی با هم ندارند  انتخاب میکنند و به تعدادی از انها  داروی هومیوپاتی  و به بعضی پلاسبو میدهند. بعد هر فرد علائمی را که بروز می کند به ترتیب بروز علائم ثبت می کند. در اخر علائمی را که در افراد مصرف کننده داروهای هومیوپاتی مشترک بوده به عنوان علائم اصلی و چهره واقعی  دارو در نظر میگیرند. ( قطعا علائمی که در مصرف کنندگان پلاسبو گزارش شده  است یا بطور انفرادی به علت خصوصیات خاص بدنی فرد گزارش گردیده حذف میشود  تا در  نهایت  تنها علائم اصلی و واقعی دارو ثبت گردد).

شما هم اگر شکی در تاثیر واقعی داروهای هومیوپاتی دارید حتما یکبار امتحان کنید.

 

برای مطالعه بیشتر از قسمت فارسی وب سایتم 

www.dr-taban.com

لذت ببرید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/07/12ساعت 7:47  توسط دکتر علیرضا تابان  |