تبليغاتX
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا تابان
وبلاگ رسمی دکتر علیرضا تابان - پزشک و هومیوپاتیست
 حماسه حسینی یا درس زندگی؟؟؟
عاشورا روز عظیمی است و حماسه حسینی بی مانند. عاشورا روزی است که در آن برخی از بهترین بندگان خدا درس زندگی، ایمان، وفاداری، عشق، اطاعت، بندگی، رشادت، شجاعت و . . . را درحد نهایت به عرصه نمایش گذاشتند تا شاید چراغ راهی باشد برای آنانی که در راه رسیدن به حق و اطاعت و بندگی از چیزی دریغ نمی کنند.
در عظمت این روز و مصیبتهای وارده به اهل بیت نبوت همین بس است که حتی نویسندگان غربی غیر مسلمان نیز مصیبتهای وارده به امام حسین و یارانش را بسیار بزرگتر از مصایب مسیح و ایمان و عشق و فداکاری یاران امام حسین را در کل تاریخ بشر بی مانند  می دانند.

به راستی اگر عاشورا تکرار شود ما در کدامین صف خواهیم ایستاد؟ آن زمان کوفیان منتطران امام حسین بودند ولی وقتی وقت عمل فرا رسید فریب تعلقات ظاهری دنیا را خوردند و برای از دست ندادن آنها در صف مقابل امام حسین ایستادند.
حالا ما منتطران مهدی هستیم ولی وقتی وقت عمل فرارسد در کدامین صف خواهیم ایستاد؟ آیا حاضریم خالصانه مطیع امر الهی و امام و پیشوایمان باشیم و از اموال و فرزندان و زندگی دنیوی خود در راه تحقق اوامر الهی با جان و دل بگذریم؟ و . . .

چشمها را باید شست، عاشورا همواره در حال تکرار است، قدمی بردارید.

 

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در سه شنبه 1387/10/17  |
 نظم در خلقت:


خدا بینهایت مطلقی است که قدرت و اراده او بینهایت و کمالات او مطلق است :

نظم در خلقت:

تمام جهان و مخلوقات آن تمایل به حفظ نظم خاصی دارند که مختص موجودات زنده نیست و در بر گیرنده تمام ساختارهای این جهان در تمام ابعادش می باشد بعبارتی هیچ جیزی اتفاقی نیست. این تمایل به حفظ نظم در تمام جوانب ظاهری و باطنی آنها جاری است و هیچ اتم یا مولکولی بی‌هدف و اتفاقی حرکت و گردش نمی‌کند. و اگر کوچکترین بی‌نظمی رخ دهد حیات و بقاء تمام موجودات بهم می‌خورد. مثلا کوچکترین تغییر در حرکت زمین یا خورشید و حتی سایر کرات یا تغییر فاصله آنها نسبت بهم می‌تواند زندگی در روی زمین را غیر ممکن سازد.

این نظم که خود برگرفته از اراده الهی است و تمام هستی را در بر گرفته وجود و حرکت تمام ذرات کائنات را هدفمند کرده و به آنها شعوری ذاتی والهی بخشیده بعبارت ساده‌تر تمام ذرات با شعوری که به اراده الهی در درون آنها قرا گرفته در يك نظم خاص حال بقاء و حرکتند.

تمام تلاش بشر براي ارتقاء سطح سلامتي و زندگي است كه ابزار و وسائل آنرا خداي متعال در اختيار انسان قرار داده. همه چيزهائي كه در اطراف ما قرار دارند به نوعي با سلامتي ما در ارتباط‌اند و اتفاقي يا بي‌هدف خلق نشده‌اند و انسان هوشمند با شناختن خواص برخي از آنها، آنها را در جهت ارتقاء سطح زندگيش بكار گرفته است و هدف علم پزشكي نيز جز اين نيست. علم پزشكي با تمام پيشرفتهايش هنوز قادر به افزايش طول عمر انسان نيست و تنها تلاش مي‌كند آن مقدار از عمري كه براي انسان رقم خورده با درد و رنج كمتري سپري شود و تا حد امكان جلوي مرگ‌هاي زود رس ناشي از تصادفات، تغذيه نامناسب، اثرات نا مطلوب محيطي و . . .  را بگيرد. ولي متاسفانه گاهي از اين پيشرفتها هم در جهت استفاده مالي يا حتي صدمه زدن به انسانها (مثل بمبهاي بيولوژيك) سوء استفاده مي‌شود. 

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در یکشنبه 1387/05/27
 فلسفه هومیوپاتی

قبلا در تاریخچه هومیوپاتی گفتیم که هانمن در هنگام ترجمه كتاب راهنماي دارويي كولن كه از اساتيد پزشكي دانشگاه ادينبورگ بود چنین خواند که اثرات درماني گیاه گنه‌گنه،در درمان مالاریا به علت تلخي آن است. این مطلب برای متفکری چون هانمن قابل قبول نبود. هانمن تصميم به برسي اين موضوع گرفت و براي برسي اين موضوع، روزي چند بار مقداری  داروي گنه‌گنه خورد و در کمال شگفتی مشاهده کرد که كم كم علائم خاص بیماری مالاریا (ضعف خواب آلودگي،طپش قلب، تب، لرز و تعریق و...) در وی ایجاد شد. این علائم در تمام افراد سالمی که مقادیر زیادی گنه گنه به آنها تجویز می شد نیز بروز می کرد پس این علائم  ناشی از مسمومیت مصرف این ماده بود از طرفی هم مصرف این ماده موجب بهبود بیماری مالاریا که همان علائم را داشت می شد. وی با تکرار مشاهدات و آزمایشات خود به اين نتيجه رسيد كه هر ماده اي كه بتواند علايم بيماري را در يك فرد سالم ايجاد كند مي تواند همان علايم را در فرد بيمار درمان كند و به این اصل طلائی هومیوپاتی دست یافت که همواره "مشابه است كه مشابه را درمان مي كند". علت چه بود؟

هانمن فرضیه های مختلفی برای این موضوع مطرح و برسی کرد. بهترین فرضیه ای که مورد تصور بود جایگزینی بیماری اولیه با بیماری جدید بود. برای برسی این موضوع او روابط ناشناخته کنش متقابل بین بیماریها را مورد برسی قرار داد، یعنی جایگزینی یک بیماری با یک بیماری دیگر و دریافت وقتی فردی به بیماری جدی جدیدی مبتلا می شود علائم برخی از بیماریهای اولیه موجود از بین میرود و در برخی از موارد این علائم بعدا دوباره برمیگردند و در برخی موارد بهبود کامل میابند مثلا با ایجاد اسهال شدید با داروی مسهل علائم ناشی از جوشهای پوستی مزمن از بین میروند ولی بعدا مجددا بروز میکنند ولی همان جوش پوستی مزمن بعد از ابتلا به سرخک بطور ناشناخته ای برای همیشه بهبود می یابند یا فشارخون مزمن ارثی چند ماه بعد از ابتلا به یک بیماری تب دار بهبود می یابد. هانمن از این موضوع متعجب بود که چه اختلافی بین جانشینی موقت یا دائمی یک بیماری با بیماری دیگر وجود دارد؟ وی دریافت که جانشینی دائمی زمانی اتفاق می افتد که دو بیماری مشابه و هم خانواده باشند.

چون هانمن علاوه بر پزشک بودن یک شیمیدان هم بود و با علائم برخی از مواد سمی آشنائی داشت تلاش کرد علائم بعضی از بیماریها را که با علائم برخی مسمومیتها شباهت زیادی داشتند با هم تطبیق دهد  مثلا مخملک را با علائم  مسمومیت با بلادونا، وبا را با علائم مسومیت با آرسنیک و مالاریا را با علائم مسمومیت با کنین. و این قدم اولیه ای در جانشینی بیماریهای مشابه با پدیده های مسمومیتی مشابه بود. در این ضمن تلاشهای او برای درمان مخملک با بلادونا و وبا با آرسنیک با موفقیتهای زیادی همراه بود و بدین ترتیب تردیدهای او به یقین تبدیل شد و تلاش خود را برای یافتن داروهای جدید با امتحان این داروها بر روی افراد داوطلب آغاز کرد.

هانمن همزمان با این موفقیتها به اصل اساسی دیگری نیز دست یافت که تاثیر زیادی در موفقیتهای او داشت. او فهمید که رقیقتر کردن داروها به طریق خاص، نتنها اثر سمی داروها را از بین میبرد بلکه بطور غیر قابل باوری اثر درمانی و شفا بخشی داروها را افزایش می دهد (دارو کم ضررتر و توانمندتر می گردد).

بتدریج با ادامه تحقیقات هانمن خواص جدیدتری برای داروها مشخص شد و نظرات او شفافتر گردید مثلا او دریافت که بیماریهای دیگری را نیز میتوان با آرسنیک درمان کرد به شرط آنکه ویژگیهای مشابه و مشترک با آرسنیک داشته باشند و نیز دریافت که همه اسهالها با آرسنیک بهبود نمی یابند چون علائم خاصی دارند که مشابه آرسنیک نیست. همچنین مشاهده کرد که بعضی از بیمارانی که بیماریشان با هومیوپاتی درمان شده به بیماریهای دیگری مبتلا میشوند یا عودهائی از همان بیماری را نشان میدهند و تنها زمانی که تمام خصوصیات جسمی، ذهنی و عصبی بیمار برای درمان در نظر گرفته شده درمان کامل و دائمی رخ میدهد و نیز هرچه علائم اختصاصی تر و منحصر بفردتری از علائم بیمار در تشابه با دارو مدنظر قرار گیردنتیجه بهتر است. در این ضمن دکتر کنستاتین هرینگ که هم عصر او بود متوجه شد که در جریان بهبودی، بیماریهای قبلی بیمار میتوانند تحت نظم خاص معکوسی از تظاهرشان در حیات فرد بیمار، مجددا بروز کنند بعبارتی ممکن است در طی بهبود یک بیماری مزمن علائمی از بیماریهای قبلی بیمار بروز نماید مثلا اگر فردی اگزمایی داشته که بعد از ابتلا به آسم از بین رفته در جریان بهبود بیماری آسم بیمار، اگزمای قبلی او میتواند ظاهر شود. به این نظم خاص قانون هرینگ می گویند که اغلب یکی از ملاکهای ارزیابی اثر درمان در درازمدت است.

 

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در یکشنبه 1387/04/30
 چگونه عوامل محیطی تاثیر داروهای هومیوپاتی را تغییر داده یا کم می کنند؟
  1. بطور کلی هر عامل یا استرسی که بر موجود زنده  وارد میشود  واکنشی  را در موجود  زنده  بر می انگیزد و هر چه این واکنش شدیدتر و طولانی اثرتر باشد  تعادل  موجود زنده را بیشتر تغییر داده یا بهم  میریزد و درمان را تحت تاثیر قرار میدهد ( گاه تاثیر مثبت و گاه منفی). مثلا یک فنجان قهوه در یک فرد  حساس  می تواند تا چندین  روز اثر تحریکی بر جسم و روان فرد بجا گذارد یا  یک استرس  قوی یا ترسیدن  می تواند سالها  روح  و جسم فرد را تحت تاثیر قرار داده  و سلامت او را تا اخر عمر  مختل کند.
|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در یکشنبه 1386/01/19  |
 چه چیزهائی برنتیجه درمان داروهای هومیوپاتی اثر میگذارند؟

اغلب داروهای شیمیائی مثل ضد دردها, ارامبخشها, انتی بیوتیکها و..... برمقدار تاثیر داروهای هومیوپاتی اثر گدارند. همچنین برخی عناصر و موادخوراکی  مثل پیاز، سیر،  فلفل،  نعناع، کافور، قهوه و برخی از انواع چای های ارامبخش یا محرک یا هر ماده ای که خاصیت داروئی دارد یا بعنوان دارو مصرف می شود میتواند اثر دارو های هومیوپاتی را تغییر داده یا خنثی کند. پس لازم است طی درمان هومیوپاتی مصرف نگردند.

همچنین هر چیز دیگری که بر روح و روان انسان اثر کند می تواند بر سیر درمان هومیوپاتی تاثیر بگذارد مثل دیدن فیلمهای هیجان انگیز یا استرس زا، دیدن صحنه های ترسناک یا ناخوش آیند، قرار گرفتن در موقعیتهای استرس زا و پر فشار و ......

 

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در یکشنبه 1386/01/19  |
 هومیوپاتی درمانی واقعی ، کامل ، بی ضرر و کم هزینه

دو قرن پیش دکتر هانمن علم پزشکی را در دنیای غرب و بدنبال ان در سراسر جهان متحول ساخت و نشان داد که برای درمان بیماریهای جسمی و روحی یک فرد میتوان از توانائی های غیر شیمیائی مواد موجود در طبیعت استفاده کرد و روش درمان هومیوپاتی را بر اساس این توانائی ها پایه ریزی و سیستماتیزه نمود و در این راه سعی کرد بر خلاف روش الوپاتی که بیشتر بر بیماری تاکید دارد بینش وسیعتری به انسان و حیات داشته باشد و بر سلامت بجای بیماری تاکید و توجه نماید.
این تلاشها و تلاشهای پزشکان ادامه دهنده راه دکتر هانمن باعث شد تا روشی جدیدتر و بی خطرتر در درمان انسانها به جامعه بشریت عرضه گرددو ابعاد روحانی ودرونی انسانها مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

تمام مکتب های درمانی به استثنای الوپاتی (طب رایج) بر این باورند که نه علائم و نشانه های  جسمی بیماری بلکه انرژی حیاتی بیمار را باید درمان کرد. این طرز تفکر از بدو تاریخ بشریت بر درمان بیماریها حاکم بوده و انچه موجب ترقی و مباهات طب الوپاتی گردیده عمدتا به پیدایش ازمونهای ازمایشگاهی و درمان عفونتها و جراحات محدود است بعبارتی اگر انتی بیوتیکها و جراحی را از طب الوپاتی حذف کنیم دیگر الوپاتی سخنی برای گفتن ندارد. واز درمان اغلب بیماری های مزمن جسمی و روحی عاجز است و تنها به کنترل ومحدود کردن علائم بیماریها بسنده میکند.  و منتظر میماند تا شاید نیروی حیاتی بدن خودش راهی برای بهبود بیماری خود پیدا کند. افزایش روز افزون هزینه های درمان  ونیز بروز روز افزون اثار سمی داروهای الوپاتی که گاه سالها بعد بروز میکنند از محدودیت های دیگر این طب است. 

 در حالی که  طب هومیوپاتی علاوه بر درمان سهل بیماری های حاد در درمان بیماری های مزمن نیز حرف زیادی برای گفتن دارد وتوانائی های ان غیر قابل انکار است. و بعلت فقدان عوارض جانبی و سهولت مصرف دارو و ارزانی درمان روز به روز مورد توجه و استقبال بیشتری قرار میگیرد.وعلاقمندان بیشتری می یابد.

 

 

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در چهارشنبه 1385/07/12  |
 هومیوپاتی درمانی واقعی یا درمانی تلقینی با پلاسبو ؟؟؟

بی شک تلقین و اعتقاد،  اثرات غیر قابل انکاری در زندگی ما دارد. اعتقاد مثبت  به چیزی یا عملی اثرات مثبت و اعتقاد منفی اثرات منفی از خود به جا می گذارد. 

تفاوت اصلی بین دارو نما ( پلاسبو) و دارو در این است که هنگام مصرف دارو نما اعتقاد فرد به اثرات داروئی یک ماده  است که اثرات داروئی یا به عبارت بهتر اثرات درمانی در فرد نشان میدهد و اگر فرد اعتقادی به اثر درمانی ان ماده نداشته باشد تاثیری  مشاهده نمی شود. ولی یک  داروی  واقعی برای تاثیر گزاری نیازی به اعتقاد فرد به اثر آن دارو ندارد. بطور مثال اگر فردی آسپرین مصرف کند چه بخواهد چه نخواهد آسپرین بر پلاکتهای خون وی اثر خواهد کرد وانعقاد پذیری خون را کاهش خواهد داد.

 داروهای هومیوپاتی اثرات داروئی و درمانی واقعی دارند  و تاثیر آنها ارتبات مستقیمی  به عقیده فرد ندارد و اغلب افرادی که بار اول از داروهای هومیوپاتی استفاده می کنند با توجه به رقیق بودن خیلی زیاد این داروها  تاثیرات درمانی ان را بعید یا حتی غیر ممکن میدانند. ولی بعد از درمان هومیوپاتی به آن اعتقاد می یابند و بقیه را به استفاده از این روش ترغیب می کنند.

در برسی اثرات داروهای هومیوپاتی بطور مثال یکصد نفر داوطلب سالم را که ارتباتی با هم ندارند  انتخاب میکنند و به تعدادی از انها  داروی هومیوپاتی  و به بعضی پلاسبو میدهند. بعد هر فرد علائمی را که بروز می کند به ترتیب بروز علائم ثبت می کند. در اخر علائمی را که در افراد مصرف کننده داروهای هومیوپاتی مشترک بوده به عنوان علائم اصلی و چهره واقعی  دارو در نظر میگیرند. ( قطعا علائمی که در مصرف کنندگان پلاسبو گزارش شده  است یا بطور انفرادی به علت خصوصیات خاص بدنی فرد گزارش گردیده حذف میشود  تا در  نهایت  تنها علائم اصلی و واقعی دارو ثبت گردد).

شما هم اگر شکی در تاثیر واقعی داروهای هومیوپاتی دارید حتما یکبار امتحان کنید.

 

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در چهارشنبه 1385/07/12  |
 چه چیزی باید درمان شود؟

 حالتهای جسم و روان در طی گذر زمان ممکن است تغییرات متعددی بکنند. ثبت این تغییرات در شرح حال بیمار ممکن است به ادامه درمان بیمار کمک کند ولی انچه این لحظه مهم است و باید درمان شود فقط و فقط نشانه های فعال وغالب بیمار است که تناسب کمی و کیفی ندارد یا به عبارت دیگر نا متناسب با وضعیت موجود است و فرد خود قادر به تغییر آن نیست.

 -در درمان بیماری حاد اسپورادیک (پاتوژن عامل بیماری ضعیف است و شخص بعلت استعداد خاص خود مبتلا می شود) جنرال برخورد کرده و همه علائم بیمار را در انتخاب دارو در نظر می گیریم(totality of symptoms)(آفوریسم 82-83 کتاب ارگانون).

-در درمان بیماری حاد اپیدمیک (پاتوژن عامل بیماری قوی است) فقط علائم مشترک بین بیماران مبتلا به این اپیدمی را در نظر می گیریم (totality of diseases)  یعنی فقط علائم مربوط به بیماری نه علائم مربوط به استعدادهای شخصی در نظر گرفته می شود.

 راه دیگر تشخیص اسپورادیک یا اپیدمیک بودن بیماری این است که به علائم بیماری های مزمن فرد بنگریم در بیماری حاد اسپورادیک (که در واقع شعله وری وضعیت مزمن بیمار است) چون عامل بیماریزا ضعیف است تغییری در علائم مزمن بیمار ایجاد نمی شود ولی در بیماری حاد اپیدمیک عامل قوی بوده و بیماری ناهمانند قویتری ایجاد میکندوعلائم مزمن بیمار در حین بیماری جدید تخفیف می یابد.

-در درمان بیماریهای میازماتیک (مزمن)، اپیدمیک برخورد کرده علائم اختصاصی ومشترک بین این بیماران (totality of diseases) را برای انتخاب داروی مناسب در نظر میگیریم (آفوریسم 102-103 کتاب ارگانون).

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در پنجشنبه 1385/04/08  |
 چرا حالتهای ذهنی مهمترند؟

علائم ذهنی و عمومی و خیلی از علائم جسمی خواستگاه مشترکی دارند که این خواستگاه نه جسمی ونه ذهنی است بلکه از هر دو عمیقتر است و ارتباط مستقیمی با نیروی حیاتی فرد دارد (در آینده در مورد ابعاد جسمی وغیر جسمی توضیح بیشتری خواهم داد).

قبل از بروز هر نوع بیماری جسمی یا ذهنی ابتدا تغییراتی در این قسمت وجود فرد بروز میکند و در واقع علائم ذهنی، عمومی و جسمی حاصل این تغییرات است (البته در مورد تروماها و تصادفات مسئله فرق می کند).

با توجه به اینکه در عصر حاضر استرسها و فشارهای ذهنی-روحی غالبند و این قسمت  حساستر است.اغلب علائم ذهنی قبل از علائم جسمی بروز خواهد کرد. پس اهمیت دادن به علائم ذهنی و درمان سریعتر بیمار می تواند از بروز پاتولوژی جسمی بکاهد. البته گاه جسم حساستر از ذهن عمل کرده علائم جسمی بدون تغییرات بارزی در ذهن بروز میکنند. پس عاقلانه تر است که علائم ذهنی و جسمی را همزمان برسی کرد.

 

|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در پنجشنبه 1385/04/08  |
 با تشکر از بازدید شما از این سایت
با تشکر از بازدید شما از این سایت،  بعلت مسافرت از پاسخ گوئی به سئوالات شما تا قبل از پانزدهم خرداد معذورم.
|+| نوشته شده توسط دکتر علیرضا تابان در جمعه 1385/02/29  |
 
 
بالا